| تهران |
| دوره پيش از عهد صفويان نام تهران كه درگذشته دور با (ط) نوشته ميدشد ( طهران معرب تهران است ) با « ري» همراه بود و نخستين آبادي بزرگي است كه در جنوب دامنه كوهستان البرز ايجاد شد و شهرت و موقعيتي ممتاز داشت. تهران يكي از روستاهاي ري به شمار ميرفت و در يك فرسنگي آن قرار داشت.برخي از تاريخ نگاران معتقدند تهران جزء شهر قصران ري بود كه قريه بالاتر از آن مهران نام داست وبه روايتي، گويا قصران و مهران دو برادر بودند. ران به معناي دامنه است كه مهران دامنه بالايي و قصران دامنه پاييني رشته كوه البرز بود.در زمان حمله مغول، شهر ري ويران شد و انبوهي از جمعيت آن قتل عام شدند. سپس گروهي از مردم اين شهر به سوي قريه تهران مهاجرت كردند و موجبات گسترش و رونق آن را فراهم آوردند.تهران به دليل وجود باغهاي فراوان و آب و هواي مطبوعتر نسبت به شهر ري، در زمان حكومت ايلخانان مغول به ويژه در تابستانها مورد توجه ويژه قرار ميگرفت؛ از همين رو ميتوان گفت تهران پس از حمله مغول نخستين گام را در راه توسعه و گسترش برداشت. از جمله آثار تاريخي كه از قرن نهم در تهران باقي مانده « در قديمي بقعه اسماعيل» فرزند امام زاده ذكريا اولاد امام موسي كاظم (ع) است كه در متن در، اتمام بقعه به سال 886 هـ .ق ذكر شده است. هم چنين «صندوق منبت كاري امام زاده يحيي» كه داراي تاريخ 895 هـ .ق است. عهد صفويان دوره صفويه آغاز گسترش و اهميت تهران است. شاه تهماسب صفوي (984-930هـ .ق) كه قزوين را به پايتختي خود انتخاب كرده بود گاه و بيگاه به زيارت جد اعلاي صفوي، سيد حمزه ، به شاه عبدالعظيم ميرفت. تهران كه منطقهاي خوش آب و هوا و داراي باغها و جويبارهاي فراوان بود مورد توجه شاه قرار گرفت و رفته رفته در اين قريه سكونتهاي طولاني كرد. شاه تهماسب صفوي سرانجام تهران رابه پايتختي برگزيد و بناها و برج و باروهاي محكمي در آن پي ريخت.در سال 961 هجري، 114 برج به تعداد سورههاي قرآن در تهران بنا كردند وزير هر برج يك سوره قرآن نهادند. دراين زمان، تهران داراي چهار دروازه بود. ( دروازه شميران، دروازه قزوين، دروازه دولاب، دروازه حضرت عبدالعظيم ) كه بعدها دو دروازه ديگر ( دولت و محمديه) به آن افزوده شد. براي ساختن باروها از پنج محل خاك برداري كردند كه عبارت بود از چال ميدان، چال حصار، گود زنبورك خانه، گود دروازه محمديه و گود فيل خان.پس از مرگ شاه تهماسب، شاه عباس به دليل علاقه اي كه به اماكن متبركه و مرقد ائمه اطهار داشت و به دليل نزديكي اين شهر به حضرت عبدالعظيم، دستور داد باغي بزرگ احداث كنند كه هر زمان به زيارت اين اماكن ميرود در آنجا استراحت كند.در زمان شاه تهماسب دوم كه افغانها به ايران حمله كردند و شاه تهماسب به مازندران گريخت؛ مردم تهران از خود رشادتهاي فراواني نشان دادند و بسياري از سپاهيان افغان را كشتند، اما شهر به دست افغانها افتاد. آنها در ارگ تهران جاي گرفتند و براي جلوگيري از حمله احتمالي مردم شهر، روي خندق شمالي ارگ پلي بستند و جلو آن دروازهاي به نام دروازه ارگ ساختند كه بعدها به دورازه دولت معروف شد. دوره افشاريه و زنديه پس از فروپاشي صفويه و روي كار آمدن افشاريه در سال 1154، نادر شاه حكومت تهران را به فرزند ارشد خود رضاقلي ميرزا سپرد. پس ازمرگ نادر شاه افشار كه هرج و مرج سياسي بر كشور حاكم شد، در سال 1172 هجري، كريم خان زند عهدهدار حكومت ايران شد و در تهران به سلطنت رسيد. كريم خان زند به علت درگيري و كش مكش كه با محمد حسن خان قاجار داشت. و هم چنين به علت دور كردن تهران از تركمن صحرا، پايتخت را از تهران به شيراز منتقل كرد. تهران دردوره قاجاريه شهر تهران در نوروز سال 1200 هجري كه آقا محمد خان قاجار حكومت ايران را در دست گرفت به عنوان پايتخت انتخاب شد. آقا محمدخان با افكار بلند پروازانهاي كه داشت، خواهان مقام خلافت اسلامي بود و اين شهر را « دار الخلافه» ناميد. عصرنوين تهران از اين زمان آغاز شد. انتخاب اين شهر به عنوان پايتخت از سوي آقا محمدخان قاجار ميتواند دو علت داشته باشد: الف- نزديكي اين شهر به ايلات افشار ساوجبلاغ و غرب ورامين كه طرف دار آقا محمد خان بودند. ب- نزديكي به شهر استر آباد و مازندران كه در حقيقت محل سكونت و زندگي سران نيروهاي طرف دار آقا محمد خان قاجار بود. آقا محمد خان بر خلاف ديگر پادشاهان، علاقه چنداني به ساختن بناهاي عظيم و باشكوه نداشت و از زمان وي فقط عمارت تخت مرمر باقي مانده است. جمعيت شهر را در اين دوره 25 هزار نفر تخمين زدهاند.پس از آقا محمد خان قاجار، فتح علي شاه ( 1212- 1265 هـ . ق) قدرت را به دست گرفت. وي برخلاف آقا محمد خان، بناها و عمارتهاي جديد در تهران ساخت كه از آن جمله ميتوان به توسعه و تزيين عمارت تخت مرمر، احداث تخت مرمري در وسط ايوان، ساختن مسجدهاي شاه و مسجد عزيز الله ومدرسه مروي و چندين باغ از جمله باغ نگارستان اشاره كرد. حاج ميرزا آقا صدر اعظم محمد شاه قاجار نيز بناهايي از جمله محله محمديه و محله عباس آباد در جنوب بازار احداث كرد.در زمان محمد شاه احداث بناهاي جديد هم چنان ادامه داشت.ضلع جنوبي مسجد جمعه تهران و بازار بين اين مسجد و مسجد شاه را كه « بين الحرمين» مينامند و از آثار دوران حكومت محمد شاه است.در دوران حكومت ناصرالدين شاه، جمعيت تهران را در حدود صد و پنجاه هزار نفر برآورد كردند. همراه با گسترش شهر تهران، ناصرالدين شاه، ميرزا يوسف مستوفي الممالك صدراعظم و ميرزا عيسي وزير را مأمور طراحي نقشه شهر تهران كرد.چون خلفا و سلاطين عثماني، كه با ايرانيان شيعي مذهب روابط دوستانه نداشتند، استانبول را دارالخلافه واسلامبول نام نهادند ( كلمه استانبول را به اسلامبول به معني شهر اسلام و مركز خلافت اسلامي تحريف كردند) ناصرالدين شاه نيز در مقابله با ان در سال 1284 هجري هنگام افتتاح محدوده شهر، تهران را« دارالخلافه ناصري» ناميد. بعدها اين نام منسوخ شد و همان نام تهران دوباره مرسوم شد. در اين مدت، دروازههايي علاوه بر چهار دروازهاي كه زمان شاه تهماسب در تهران بنا شده بود. ساخته شد. اين دروازهها تا سال 1309 در تهران پا برجا بودند. در اين سال، شهر داري وقت كه خواهان نوسازي و توسعه شهر تهران بود، بدون توجه به اهميت تاريخي اين دروازهها، آنها را ويران كرد. اما محلههاي پيرامون اين دروازهها باقي ماند. از ميان محله هاي باقي مانده ميتوان محله سنگلج، چال ميدان، خاني آباد، گود زنبورك خانه پاچنار. دروازه قزوين، عودلاجان و چند محله ديگر را نام برد. از ديگر بناهاي تاريخي در دوران قاجار امام زاده صالح، امام زاده سيد اسماعيل. شمس العماره، كاخ فرح آباد، مسجد شاه، مسجد سپه سالار، عمارت نگارستان و مجلس شوراي اسلامي هستند. |
نام تهران در حدود اواخر سده دوم بيش از ميلاد ، براي اولين بار در يمي از نوشته هاي تيوديس يوناني آمده است .
ابو اسعد سمعاني در كتاب خود از شخصي به نام ابو عبدالله محبدابن حامد تهراني رازي نام برد كه اهل تهران بوده و در سال 261ه.ق چشم از جهان فرو مي بندد و لذا اين كتاب قديمي ترين سندي است كه به موجوديت تهران قبل از سده سوم هجري قمري اشاره مي كند.ابن حوقل در سال 331هجري قمري تهران را شهري سرسبز و داراي باغهاي فراوان ذكر مي كند كه ميوه هاي فراواني داشته و ساكنان آن بيشتر در زير زمين زندكي مي كردند.
استخري در سال 340هجري قمري در مورد تهران به تفضيل در كتاب خود (المسالك الممالك )ذكر كرده است . ابن بلخي نيز در فارسنامه حدود سالهاي 500هجري قمري از آثار تهران سخن به ميان آورده است .ياقوت حموي در كتاب خود المعجم البلدان به سال 620هجري قمري تهران را قريه اي از قرا ري مي داند كه اكثر آن زير زمين ساخته شده و شامل دوازده محله است و اطراف آن باغهاي زيادي است كه به هم راه دارند.
ذكرياي قزويني در كتاب آثارالبلاد (674هجري قمري )كه تقريبا 70 سال بعد از ياقوت حموي نوشته شده درباره تهران چنين مينويسد: تهران شهري است زيرزميني مانند لانه مورچه كه اهالي آن به محض حمله دشمن در زيرزمينها مخفي مي شدند.
حمدالله مستوفي در كتاب نزهه القلوب خود به سال 740 هجري قمري تهران را اينطور تشريح مي كند: تهران يكي از ييلاقات ري بوده و آب و هوايي گوارا و سالم دارد و داراي باغهاي ميوه فراواني است و جمعيت زيادي هم داشته است .رونق تهران بس از حمله مغول به سبب مهاجرت اهالي ري به تهران بيشتر شد.بعدها باي جهانگردان نيز به اين قسمت رسيد و احتمالا اولين جهانگردي كه به تهران سفر كرد روي كونثالث دكلاويخو نماينده هانري سوم پادشاه اسپانيا در دربار اميرتيمور بود كه در سال 806هجري قمري به تهران آمد.وي درسفرنامه خود از باغها و ميوه هاي فراوان ، آب زياد و آب و هواي ناسالم تهران نوشته است . شهرت تهران با روي كار آمدن سلسله صفويه بيشتر شد و رونق آن با به قدرت رسيدن شاه طهماسب آغاز كرديد. به دليل وجود آب فراروان و باغهاي زياد و شكاركاههاي متنوع شاه طهماسب به تهران علاقه اي وافر نشان مي داد و اقامتهاي طولاني در ان داشته است و حتي در سال 961هجري قمري دستور دادحصاري دور شهر بنا كنند كه 4 دروازه و 114برج داشت(برابر با سوره هاي قرآن) و طول آن حدود 6000قدم بود.شاه عباس صفوي نيز به بيروي از شاه طهماسب تا مدتها به آبادي تهران برداخت و حتي باغي به نام چهارباغ احداث كرده و در ان عمارتي براي اقامت موقتي خاندان سلطنت بناكرد.
سرتوماس هربرت در سال 1308هجري قمري در مورد تهران مي نويسد:
تهران در ميان جلگه قرار كرفته است و داراي 3000خانه و چند بازار است كه از آجر ساخته شده اند و بازارهاي آن بطوري بناشده كه فاقد سقف مي باشند. و چشمه ها و تاكستانها، باغها و جويبارهاي زيبايي دارد. شاه سليمان صفوي نيز تا اندازه اي در آبادي تهران سهم داشته و نخستين كا بدستور او بنا شد. در دوره حمله افاغنه تهران سقوط كرد و به دست انان افتاد و به دستور اشرف افغان تمامي باغها و تاكستانها تبديل به ويرانه شد با ظهور نادرشاه و شكست اشرف افغان در دامغان 1141هجري قمري آنها بزركان تهران را كشته و راهي اصفهان شدند و اشرف افغان نيز از ورامين رانده شد. در زمان نادرشاه افشار تهران جاني تازه گرفت . وي رهبران بزرك شيعه راجمع كرد و از آنان خواستار رفع اختلاف شيعه و سني و اتحاد اسلام شد.در سال 1154هجري قمري شهر را به فرزندش رضا قلي ميرزا سپرده كه به علت عدم كفايت توسط خود نادرشاه كورشد. با انقراض خاندان افشاريه تهران به دست سلسله قاجاريه كه رقيب كريمخان زند بودند افتاد.در جنكي كه بين خاندان قاجار و خاندان زند(محمد حسن خان ) برپا شد خان قاجار شكست خورده و كريم خان چون تهران را جايي مناسب براي خود يافته بود به تهران عزيمت كرد و دستور بناي عمارت ايواني و حرمخانه را داد و كويي قصد اشت تهران را بايتخت قرار دهد. ولي با كشته شدن محمد حسن خان قاجار و اسارت پسرش آغا محمدخان آسايش خيال پيدا كرده و راهي شيراز شد. پس از مرگ كريمخان زند آغامحمدخان فرصت را مغتنم شمرده و از شيراز فرار كرده و با تني چند از بستكان خود راهي تهران شد و با همت ايل قاجار و همراهان خود موفق به تصرف تهران شد و در روز يكشنبه 11جمادي الثاني سال 1200 هجري قمري كه مصادف با نوروز بود در تهران جلوس كرد و از آن تاريخ تهران دارالخلافه خوانده شد و به عنوان بايتخت قاجاريه انتخاب كرديد و به ساختن عمارت تخت مرمر كه تنها يادگار آن عهد است اكتفا كرد. ولي در زمان فتحعليشاه ساختمانهاي تازه اي احداث شد كه از آن جمله مي توان مسجد امام خميني (مسجدشاه)، مسجد سيدعزيزالله ،درسه مروي ، قصر قاجار، نگارستان و لاله زار نام برد. در آن زمان طبق گفته ژنرال گاردان فرانسوي تهران حدود 50000 نفر جمعيت داشت (سال 1222هجري قمري ) در زمان به سلطنت رسيدن محمد شاه قاجار رونق و رشد تهران ادامه يافت .
باغ داوديه ، مسجد جمعه وبازار بين الحرمين در زمان سلطنت وي احداث شد. در همين دوره به دستور ميرزاآقاسي دو محله به نامهاي عباس آباد و محمديه به محله هاي تهران اضافه شد. علاوه بر اينمهاجرت اهالي قفقاز كه به علت جنك روس و ايران صورت كرفت هم در رونق و رشد تهران موثر بوده است ، چرا كه اكثرا در تهران سكونت گزيدند.
در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار به همت ميرزا تقي خان اميركبير بناهاي زيادي احداث شد. از جمله آنها مي توان از مدرسه دارالفنون ، بازار امير، بازار كفاشها و سراي امير نام برد. جمعيت تهران نيزدر اين زمان بسيار زياد شده و به 150هزار نفر رسيده بود. لذا ميرزا يوسف مستوفي الممالك (صدر اعظم) و ميرزا عيسي (وزير) مامور شدند تا محدوده جديد شهر را تعيين كنند و از انجايي كه اين مهم نيازمند نقشه بود در سال 1275هجري قمري كروهي به سربرستي عليقلي ميرزا اعتضادالسلطنه و با همكاري موسيوكرشيش سرتيب و معلم توپخانه و دستياري چند نفر از شاگردان مدرسه دارالفنون براي اولين بار از تهران نقشه برداري كردند و در سال 1284 هجري قمري با همكاري مهندس بوهلر فرانسوي و جمعي از مهندسان و معماران نقشه جديدي از تهران تهيه كرده و اراضي وسيعي را داخل محدوده شهر وارد كردند و شهر را باخندقها و باروهاي جديد (به شكل هشت ضلعي) محدود ساختند. ارتباط شهر نيز با خارج از طريق 12 دروازه به نامهاي : شميران ، دولت ، يوسف آباد، دوشان تبه ، دولاب ،خراسان ، باغشاه ، قزوين ، كمرك ، حضرت عبدالعظيم ، غار و خاني آباد امكان پذير بود.
در سال 1305 هجري قمري مهندس عبدالغفار نجم الملك معلم رياضيات مدرسه دارالفنون با كمك عده اي از معلمان ديگر و بيست نفر از شاگردان مدرسه مزبور از تهران جديد به مقياس 2000:1 نقشه برداري كردند . بر اساس همين عمليات محيط شهر را 19200 متر محاسبه كردند و جمعيت تهران راهم 250 هزار نفر سرشماري كردند. اين هييت براي تهيه نقشه حدود 4 سال وقت صرف كردند و بالاخره در سال 1309 هجري قمري نقشه تهران جديد به باي جاب رسيد كه در مقايسه با نقشه موسيو كرشيش از دقت بالايي برخوردار بود. از ديكر بناهاي مهم دوره سلطنت ناصرالدين شاه مي توان باغ كلستان ، باغ و قصر سلطنت آباد، مدرسه و مسجد شهيد مطهري (سبهسالار) ، باغ فردوس ، ميدان امين السلطان ، شمس العماره و... را نام برد.
در اين دوره جند محله نيز با نامهاي سنكلج ، خاني آباد، قنات آباد، باچنار، كود زنبوركخانه و بازار بزرك به محله هاي تهران اضافه شد. اينها مربوط به تحولاتي بود كه تا قبل از سال 1300هجري شمسي بوقوع بيوست ولي تحول اساسي و نوين سازي تهران از سال 1300 هجري شمسي به بعد انجام شد.
تحولات بعد از 1300هجري شمسي را ميتوان به 4 دوره تقسيم نمود:
در دوره اول (سالهاي 1300 تا 1320): تقريبا تمامي خندقها و دروازه ها از ميان رفت و كوچه ها و معابر قديمي اصلاح شد و چهره شهر شكل منظم هندسي به خود گرفت. جمعيت تهران هم در اين سده افزايش چشمگيري بيدا كرد به نحوي كه طي دو سرشماري در سالهاي 1310و1319 هجري شمسي از 300 هزار نفر(سرشماري اول) به540 هزار نفر(سرشماري دوم ) رسيد. از ساختمانها و تاسيسات مهم اين دوره مي توان بانك ملي ايران ،وزارت امورخارجه ، شهرباني كل كشور، ايستگاه راه آهن تهران ، دانشگاه تهران ، ايستگاه فرستنده راديويي تهران ، باشگاه افسران و چند بيمارستان نام برد.
دوره دوم (سالهاي 1320 تا 1332) : اين دوره مصادف با بروز جنك جهاني دوم بود لذا تغييرات زيادي انجام نشد و تنها شهر از اطراف اندكي توسعه يافت . جمعيت تهران در اين دوره مطابق آمار رسمي سال 1325 حدود 880 هزار نفر بود. دوره سوم (سالهاي 1332 تا 1357ه.ش ) در اين دوره به علت احداث بزرگراهها، خيابانها و بلوارها ، شهركهاي جديد، ساختمانهاي بزرگ ، تهران رشد چشمگيري داشته و از هر سو كسترش بيدا كرده بود به نحوي كه يكي از شهرهاي بزرگ قاره آسيا محسوب مي شد. جمعيت ان نيز به سرعت افزايش پيدا كرده بود و از يك ميلون و هشتصد هزار نفر 1335 به چهارميليون و پانصدو سي هزار نفر در سال 1355 (طي 20 سال ) رسيد.
دوره چهارم از سال 1357 تا كنون : در اين دوره كه مصادف با پيروزي انقلاب اسلامي و سالهاي بعد از آن است تهران رشد چشمكيري داشته و از هر سو گسترده شده است. علت اين امر را مي توان بروز جنگ تحميلي عراق بر ايران و پديده مهاجرت ، اختصاص باره اي از اراضي به تعاونيها براي خانه سازي و بالاخره ايجاد خانه هاي ارزان قيمت دانست . بر اساس آمار سال 1371 جمعيت تهران بالغ بر 6620461 نفر مي باشد و اكنون از مرز 8500000 نفر كذشته است
با توجه به اينكه تهران مساحتي حدود 1200 كيلومتر مربع دارد ، لذا تراكم جمعيت آن به حدود 5518 نفر در كيلومتر مربع يا18÷ 55 نفر در هكتار مي رسد كه نشانگر يكي از متراكم ترين شهرهاي جهان است .
تهران كنوني از طريق يك فرودكاه بين المللي (مهر آباد) با خارج از كشور ارتباط دارد. در اين رابطه بايد خاطر نشان ساخت كه تعداد خطوط هوايي كه تهران را به نقاط مختلف دنيا مرتبط مي كند در چند سال اخير افزايش پيدا كرده است ، در ضمن فرودكاه بين المللي امام (7تير) نيز دردست احداث است .
اين فرودگاه وسعتي بالغ بر 15 كيلومتر مربع دارد و در 35 كيلومتري جنوب غربي تهران واقع شده است و بزودي با ظرفيت 5/7 ميليون مسافر در سال آغاز بكار خواهد كرد.
محور ارتباطي ديكر راه آهن مي باشد. كه از نظر حجم مسافر درصد بالايي را به خود اختصاص مي دهد. خطوط سراسري تهران اروبا نيز از مبدا تهران فعاليت گسترده اي دارد. علاوه بر آن مترو هم در دست احداث است كه دو مسير آن خط روگذر بوده (خط سريع السير تهران -كرج و خط سريع السير تهران -بهشت زهرا و بقيه زير كذر است و شامل 4 خط عمده شمالي -جنوبي و شرقي - غربي مي باشد. علاوه بر خطوط هوايي و راه آهن ، راههاي آسفالته بخصوص اتوبانها و بزركراهها از اهميت ويزه اي در ارتباط تهران با ساير نقاط برخوردار است .
تهران امروزه داراي بزرگراهها و اتوبانهاي متعددي مي باشد كه ارتباط قسمتهاي مختلف را باهم و نيز حاشيه و اطراف آن امكانپذير مي سازد. يكي ديگر از طرحهاي اجرايي جهت سرعت بخشيدن به حمل و نقل مسافر ايجاد خطوط اتوبوس برقي است كه در حال خاضر دو خط آن فعال ميباشد: ميدان امام حسين -سه راه تهرانبارس ، ميدان امام حسين- ميدان خراسان .طرح خط ويژه هم گام موثري در حمل و نقل مسافر در محدوده مركزي شهر مي باشد.
طرح جامع ديگري در كاهش بار ترافيك اجراي ((طرح ترافيك )) مي باشد. اين طرح از 1358 به اجرا درآمد و امروزه با تغييراتي در حدو مرز آن از ساعت 30:6 صبح لغايت 5 بعد از ظهر قابل اجراست .
برپايي نمايشگاههاي بين المللي و داخلي با موضوع هاي مختلف علمي ، فرهنگي ،هنري و تجاري و ... خود به اهميت تهران به عنوان يك مركز ثقل مي افزايد و همه ساله شاهد شكوفايي و رشد بيشتر اين نمايشكاهها از نظر كمي و كيفي هستيم .
تهران داراي گردشكاهها و تفرجگاههاي بسيار است كه براي گذراندن اوقات فراقت اقشار مختلف مناسب بوده و توانايي جذب عده زيادي را هم دارد از جمله اين مراكز: شمشمك ، ديزين ، آبعلي ، توچال ،دربند، دركه ، كولكچال ،گلابدره ، پارك ارم ،شهر بازي ، ميني سيتي ، سد كرج و سد لتيان را مي توان نام برد كه بخصوص در روزهاي اخر هفته بذيراي عده زيادي از مردم مي باشند. علاوه بر اينها پاركها و پاركهاي جنگلي نيز در بر كردن اوقات فراقت شهروندان نقش ويژه اي دارد و تهران از اين نظر شهر غني بوده و داراي پارك جنگلي سرخه حصار، پارك جنگلي غزال ، پارك جنگلي تلو، پارك جنگلي لويزان ، پارك جنگلي قوچك ، بارك جنكلي لتيان ، بارك جنكلي چيتگر ،پارك جنگلي خرگوش دره را نام برد.
وجود تالارها و فرهنگسراها نيز گام بزرگي در اشاعه فرهنك و هنر بوده و در گسترش آن نيز بسيار كوشش شده است . و در اين مبحث مي توان ا فرهنگسراي بهمن كه در سال 1370 شروع به كار كرد و همچنين مجموعه فرهنگي گلستان كه در سال 1377 شروع به كار كرد نام برد.
موزه هاي متعدد و مختلفي هم اكنون در تهران فعاليت دارند بخصوص چند سال اخير چند موزه مهم و ديدني كشايش يافته كه موزه تاري طبيعي ايران و موزه باغ فردوس از آن جمله مي باشند.
تهران مركز كليه وزارتخانه ها وادارات ومراكزعلمي كشور مي باشدو بيش از 80 سفارتخانه در آن وجود دارد.
شميران ( )
شميران با مركزيت ميدان تجريش در دامنه كوههاي شمال تهران واقع است. در گذشته شميران از توابع رودبار قصران محسوب ميشد; ناحيهاي كه امروزهپشت رشته كوههاي شمال تهران واقع و اوشان و فشم و لواسان معروفترين بخشهاي آن است. اين منطقه را همچنين قصران سفلي، قصران پايين يا قصرانجنوبي نيز ميگفتند.
روايتهاي مختلفي دربارة نام شميران و مناطق آن وجود دارد كه عبارتند از:
در كتاب تاريخ طبرستان و رويان و مازندران، كه در 881 ق به قلم ظهيرالدين مرعشي نوشته شده، به قلعه شميران با نام دژ دربند شميران اشاره شده است. اين دره در ناحيه پس قلعه بعد از شير دره و سرگردن قلا قرار دارد و آثار سفالي و نيز بقاياي ديوار آجري ارگ يافت شده است كه به دليل وجود قلعة نظامي و اهميت آن در منطقه، كمكم نام قصران فراموش شده و شميران جاي آن را گرفته است.
اميناحمد رازي در تذكره هفت اقليم، در 1002 ق، شميران را يكي از نه بلوك ولايت ري به شمار آورده كه به آن شمع ايران ميگفتند كه بعدها به شميران تبديل شده است.
احمد كسروي، مورخ و لغت شناس برجسته، معتقد است كه "ران" به معناي جايگاه و سرزمين است و "سمي" يا "شمي" به معناي سرد و لذا شميران به معناي جاي سرد يا سردسير است كه تقريباً بسياري از محققان اين نظر را پذيرفتهاند، زيرا در مقياس با تهران به معناي "جاي گرم"، اين نظر پذيرفته ميشود.
در مورد حدود شميران نيز چند نظر وجود دارد كه معتبرترين منبع در تعيين حدود آن جغرافياي مفصل ايران ، تأليف مسعود كيهان است كه در 1311 ش نوشته شده است:
شميران، از شمال محدود به لواسانات و رودبار (قصران) و از شرق به لواسانات، از جنوب به حومه تهران و از غرب به كن منتهي ميشود و درههايي از آن جدا شدهاند كه عبارتند از:
دره فرحزاد، دره دركه (كه دههاي آن دركه، اوين و ونك است)، دره پس قلعه و دربند (كه دههاي آن سعدآباد، زرگنده و قلهك است)، دره امامزاده قاسم و دره دارآباد.
جادههايي كه از تهران به شميران متصل است، عبارتند از خيابان قديمي شميران }شريعتي { كه درخت كاري شده است و از چهار راه قصر و قلهك ميگذرد و به تجريش ميرسد و در حوالي ضراب خانه، شعبهاي از آن جدا ميشود كه به سلطنت آباد ميپيوندد، و در سلطنتآباد هم دو قسمت شده، يكي به طرف نياوران و ديگري به طرف اقدسيه ميرود.
دوم جاده پهلوي خيابان وليعصر كه از يوسف آباد گذشته و به قصر سعدآباد متصل ميشود و در تجريش خياباني شرقي غربي آن را به جاده شميران متصل ميكند>.
شميران كه امروزه به واسطه برجهاي بلند گرفتار كم آبي شده، روزگاري تأمين كننده آب آشاميدني و ميوههاي اعلاء بوده و در فصل گرما نيز يخ تهران را تأمين ميكرده است. يخ تهران از جايي در وسط كوه توچال تأمين ميشده است.
از محصولات مهم شميران ميتوان به خيار، ازگيل، تمشك و توت اشاره كرد.
ونك ( )
نام ونك تشكيل شده است از دو حرف < ون > به نام درخت و حرف < ك > كه به صورت صفت ظاهر ميشود. ونك از آباديهاي پهنه ري باستان است و به مناسبتهاي مختلف از آن در منابع تاريخي ياد شده است. اين ده در دوره ناصرالدين شاه جزو آباديهاي خالصه بود و ميرزا يوسف مستوفي الممالك آن را از شاه خريد و با حفر چند رشته قنات، درآبادي آنجا كوشيد.
ونك از سدههاي گذشته تا 30 40 سال اخير دوپاره بوده است. يك پاره، ونك ارامنه ناميده ميشد كه بخش شرقي ونك را در بر ميگرفت و قلعه ارامنه در مركز آن بود كه پيرامونش كشاورزي و باغ داري رونق داشت. هنوز هم قلعه ارامنه و گورستان ارمنيان در همين بخش وجود دارد. گورستان كهنه ارمنيان اكنون به باشگاه آرارات پيوسته و متصل به بخش جنوبي آن است. پارهديگر ونك، مستوفي ناميده ميشد كه بخش غربي ونك را در بر ميگرفت كه از آن، ده كنوني ونك و اراضي كشاورزي و باغها باز مانده است. مقبره مستوفيالممالك نيز در ونك است.
الهيه ( آدرس : بزرگراه آيتالله صدر، الهيه )
اراضي الهيه با نام خورآذين يا فلازير در گذشتهاي نه چندان دور متعلق به غرةالدوله، همسرامينالدوله، بودهاست. سپس ميرزا جعفر حكيم الهي اراضي را خريداري كرد. در 1308 ق، امينالدوله با سرمايه شركتي روسي، كارخانه كبريتسازي در اين منطقه تأسيس كرد كه پس از چند سال به علت ورشكستگي تعطيل شد. در منطقه الهيه سه باغ موجود است:
باغ شركت نفت كه در قديم مركز پذيرايي و مهمانيهاي سران مملكتي بود; باغ سفارت آلمان; باغ سفارت روسيه. بنا به روايات تاريخي، در يكي از همين باغها امينالدوله، پدر مخبرالسلطنه هدايت را مسموم ميكند. تپه الهيه يا زرگنده كه قسمتي از آن در گذشته امانيه ناميده ميشد، از جنوب الهيه آغاز و پس از خيابان وليعصر، به جنوب محموديه منتهي ميشود.
ميدان تجريش (آدرس : شميران، ميدان تجريش )
ميدان تجريش در شماليترين منطقة تهران كه زماني طجرشت خوانده ميشد، قرار دارد و از شمال به دربند، از جنوب به خيابان وليعصر و از شرق به خيابان دكتر شريعتي منتهي ميشود.
ميدان تجريش، در حال حاضر مجموعهاي است ناهماهنگ از مراكز تجاري، اداري و مسكوني كه به علل مختلف، در نيم قرن گذشته دست نخورده و از منطقهاي ييلاقي در حومة تهران به منطقهاي پر رفت و آمد، شامل مبدأ خطوط تاكسي و اتوبوس، مراكز خريد، محل عبور كوهنوردان و ... تبديل شده و به جاي قرار داشتن در انتهاي جادهاي كه از شهر به كوهپايه ميرسيد، اكنون گذرگاه پر رفت و آمدي است كه شباهت چنداني به مكانهاي ييلاقي ندارد.
بنا بر روايتي بومي، تجريش محل مرگ طغرل، پادشاه سلجوقي، است كه در 455 ق در دهكدة تجريش وفات يافت و جسدش را به ري بردند.
آجودانيه (آدرس: نياوران خيابان اقدسيه خيابان آجودانيه)
آجودانيه در شرق نياوران و صاحبقرانيه و جنوب شرقي كاشانك واقع است. اين منطقه از پورابتهاج (موزه دارآباد) شروع ميشود و تا اقدسيه ادامه دارد. آجودانيه متعلق به آقا رضاخان اقبالالسلطنه، وزير قورخانه ناصرالدين شاه، بوده است. او ابتدا آجودان مخصوص شاه بود و سپس به لقب عكاس باشي مفتخر شد و به علاوه حسابدار ناصرالدين شاه نيز بود.
آقا رضاخان زمينهاي آجودانيه را از مالكان خريد و از آن پس آن منطقه به چاله باغ معروف شد. صاحب اصلي زمينها حاج حيدرعلي نياوراني بوده است. قناتي نيز در زمينهاي منطقه جاري بوده است كه هم اكنون حجم آن بسيار كمشده و در جوي خيابان روان است. بعدها اين زمينها به دست ميرآخور (پسر عضدالملك نايبالسلطنه) افتاد. او نيز درختان باغ را قطع كرد و زمين آن را به ارباب جمشيد و لشكر فيروز فروخت، و نهايتاً فردي به نام چيتساز مالك آن شد. هم اكنون اين منطقه مسكوني است و علاوه بر پارك شطرنج، باشگاه ورزشي بانك ملي نيز با مساحتي حدود 30000 مترمربع در اين منطقه واقع است. در تقاطع آجودانيه و اقدسيه، پژوهشكده علوم انساني نيروي انتظامي قرار دارد.
از ديگر ويژگيهاي منطقه، وجود گورستان كاشانك با وسعت 1000 مترمربع است كه در خيابان آجودانيه، خيابان چهاردهم شرقي انتهاي بنبست آناهيتا واقع و فاقد هرگونه بنا و ساختمان است و هم اكنون فقط تعدادي شهيد در آن دفن هستند و اجازه دفن در آن جا داده نميشود.
داوديه ( )
منطقه داوديه از شمال به جنوب به محدودة ظفر تا ميرداماد و از غرب به شرق به خيابان نفت تا شريعتي گفته ميشود.
ميرزا آقاخان نوري صدر اعظم اين اراضي را براي پسرش، ميرزا داودخان، خريد و آن را توسعه داد. اين منطقه در ابتدا ارغوانيه نام داشت و بعدها به دليل ذكر شده داوديه نام گرفت. هرچند بسياري از اراضي داوديه مسكوني شده، هنوز بخشهايي از تپههاي داوديه به صورت جنگل كاري مورد استفاده ورزش دوستان است.
از مراكز مهمي كه در داوديه قرار دارد ميتوان به پرورشگاه عبدالله معنوي اشاره كرد كه در 1337 ش، به مساحت 30000 مترمربع در اين منطقه افتتاح شده است.
همچنين دانشسراي معماري به دانشگاه علوم توانبخشي تبديل شده است.
دبستان و دبيرستان مريم، خاص اقليت ارامنه، و مجموعه ورزشي شهيد كشوري نيز در اين منطقه واقع است.
نوشته شده توسط مدير در 10/25/1386 و ساعت 06:38 | نظرات(0) - ارسال نظر -